اگر ساحل خموش و صخره آرام
وگر کار صدف چشم انتظاريست
من و دريا نيآساييم هرگز
... قرار کار ما بر بي قراريست
                                         
       Tough the shore is silent and the         rock is in repose,
       though the manner of the shell is        expectation,
       the sea and i will never find
       cessation;
       the rest that is our fate is        restlessness.
منوي وبلاگ

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
اضافه به علاقمندي ها

نويسنده 

تماس با نويسنده



آرشيو 



لینک دوستان  

پگاه
شیوا
نیلوفرانه
قایق رفتنی
ستاره شرقی
جینگولک
طناز و روزگار
مهربونی کن نرو
هم آواز
Dear Diary
زندگي رسم خوشايندي نيست ..
خونه عشق
فرزانه
نذار دير بشه بهش بگو ...
من..سايه..زندگي
عشق کمرنگ
حقوق در ايران
نیما
گفتم باور نکردي
سر شکسته
Help Online
جسارت
Love Is Never Dye
درد و غم دله عاشق
Persian Music
بيا تا برايت بگويم چه اندازه تنهايي من بزرگ است...
عقيل
سعید
عکس ها و مطالب عاشقان

چه باروني مياد. چترمو آوردم بالای سرت.....نميخوام خيس بشی .....درسته كه به رفاقتمون پشت پا زدي اما دختر عموم كه هستي ...! هنوز يادمه كه ميگفتی مثله گربه ها از آب بدت مياد...... آره من هم چترمو گرفتم روي سنگ روي اين سنگ سفيد كه درشت وسياه اسمتو روش نوشتن ... و تو چقدر رنگ سياه رو دوست داشتي......اه از اين چتر هم كه آب رد ميشه ...ولش كن ! تو كه يكسال اين سوراخ تنگ و تاريك رو تحمل كردي ، خيسي بارون رو هم تحمل كن ! ..آخرين بار كه ديدمت وقتي بود كه داشتن ميذاشتنت توي خاك ... نه ...تو هم خوشگل بودی! يادته اون روزی كه واسه اولين بار بهت گفتم كه چشمات قشنگه..خنديدی! مسخرم كردی! بهم گفتی ديوونه!!خدا كنه به اون كرمهايی هم كه تو چشمهات لونه كردند اينو نگفته باشي..هر چی باشه بايد باهاشون يه عمر زندگی كنی..اينا ديگه من نيستن كه ولم كنی بری! نه عزيز دلم!اين كرم های نازنازی واسه هميشه مهمونتن، مهمون چشات! راستی به نظر تو اونا هم ميتونن بفهمن رنگ چشات سياه بوده يا..نه؟ فكر نكنم آخه به نظرم اونجا خيلی تاريكه! ..... ای بابا ! آقا چرا واستادی ؟ روضه ات رو بخون و برو ديگه! نمی بينی مردم خيس شدن؟ چرا لفتش ميدی؟ زود تمومش كن ديگه! فكر ما نيستی لااقل به فكر بقيه باش كه دارند از سرما ميلرزند..... راستی نميدوني رنگ سفيد چقده بهت مياد ! آخرين بار پارسال قبل از اينكه بذارنت تو خاك با اين لباس ديدمت ولی حيف كه هميشه رنگای تيره ميپوشيدی.حرف من رو هم گوش نميدادی... غير از اون روز آخر كه همه همينجا مشكي پوشيدن و تو سفيد .....قبلش چقدر بهت گفته بودم اون روسری سفيده رو كه واسه تولدت خريده بودم سرت كن..باز ديدم كار خودت رو كردی:همش روسری مشكی سرت بود.... ميدونی امروز كه ديدم همه بخاطر تو مشكی پوشيدن به اين نتيجه رسيدم تو راست ميگفتی كه: مشكی رنگ عشقه!! ببين همه مشكی پوشن .قشنگه نه .....؟ آره همه مشكي پوشيدن الا من ....! مثل پارسال كه هممون مشكي پوشيده بوديم و تو سفيد. ....بالاخره نوبت من هم شد . يادته گفتم بمون..التماس كردم....گريه كردم..مگه گوش دادی؟ باز هم مثل هميشه با من لجبازی كردی و رفتی..! رفتي و من رو تنها گذاشتي .... اين دفعه هم نوبت منه! حالا اومدم پيشت !... بيشتر از يكسال نتونستم تحمل كنم... آخرش يه عالمه قرص خوردم ...قرص سفيد ..... سفيد كه تو دوست نداشتي ولي آخرش باز هم به نفع تو شد ...حالاكه همه فاميل برگردن خونه وقتي من رو ببيند لباس مشكي هاشون رو در نميارن !...مشكي ، همون رنگي كه تو دوست داشتی.........

 

...



تولدت مبارک

چه روزه خوبی امروز

وقتی کوچلو بودم ... بدشم خیلی تهنا بودم ...خدا دلش کلی برام سوخت ۲ سالم بود که یه فسقلی تازه اون هم از نو جرجیرکش مهمون تازه خونه ما شد دیگه تهنا نبودم یه خواهر ناز خوشگل داشتم .دیگه کلی خونمون پر سروصداشد بود کلی دعوا می کردیم البته هنوزم به این کار زیبا ادامه می دیم ولی به نوع دیگه وای که بچه بود چقدر از دسته من کتک خورده ( کور خوندی فکرکردی می خوام بهت بگم منو ببخش نخیرام تازه کم کتکت زدم به امید خدا جبران می کنم ) خلاصه از این حرف که بگذریم امروز همون روزه که من برای همیشه از تهنای در امدم ساراجونم خواهر زبون درازم تولدت مبارک امیدوارم به هر چه که آرزو داری برسی خیلی دوستت دارم به اندازه یه دنیا نه خیلی خیلی بیشتراز یه دنیا می دوستم انشاﷲ ۱۲۰ سال زنده باشی عزیزم . ساراجونم شرمنده دیروز باید بهت تبریک می گفتم ولی خودت که می دونی یه کوچلو تنبل شدم به بزرگی خودت ببخش

سارا جونم تولد۲۱سالگیت مبارک 

...



-
Powered By PesianBlog .. Designed By YaC