
VENDREDI 15 AVRIL 2005 Monde
Le Monde
www.Lyonplus.com
Présidentielle en Iran : l’enjeu de la tomate
L’élection du 17 juin en Iran se joue chez l’épicier. Le prix des
tomates et des oranges est au centre de la bataille que se livrent
conservateurs et réformateurs. L’inflation est une préoccupation
majeure des électeurs de la République islamique. Ces dernières
semaines, on s’invective plus sur la cherté des légumes et des
agrumes que sur les candidats ou le programme nucléaire national
جمعه 27 فروردين 1384
تأثير انتخابات در قيمت گوجه فرنگي
انتخابات خرداد ماه در ايران تأثير زيادي حتي در شغل ميوه فروشي دارد.قيمت گوجه فرنگي
و پرتقال نقطه مرکزيه دعوا ميان دو گروه سياسيه حاکم در ايران است.جريان زياد اسکناس
يکي از بزرگترين مشغله هاي رأي دهنده هاي جمهوري اسلامي است.درآخرين هفته ها جنجال
در مورد گروني سبزيجات بيشتر از جنجال ميان کانديداها و برنامه هسته اي بوده است .
حاشيه :
بايد به اين نکته توجه داشت که کشوري در حال پخش اين خبر است که در خود اين کشورگوجه فرنگي را دانه اي بايد خريداري کرد حتی پرتقال .
زندگی
به نام او که سرآاغاز جنبندگی و جوشش است. چرخهای سنگین و زنگ زده زندگی با دستهای نامرئی امید
می چرخند وانگیزه تمام اعمالی که زیراین آسمان نیلی رنگ صورت می گیرد برای بقا است، برای ادامه
در راهی که افتادیم برای تکامل و برای رسیدن به آن چیزی که خود نمی دانیم چیست؟........
به راستی چیست ؟ ........
این واژه گنگ را چگونه می توان بیان کرد ؟!
چه آمدنی ؟
و
چه رفتنی ؟
انگیزه چیست ؟
ای شقایق گریان ........
ای ستاره در آسمان آبی .........
ای قناری سرگردان و بی صدا در بهار زندگی با این همه رنج و غم آیا می ارزد ؟
نه !
بی عشق هرگز !
با تو آسان می شود رو به سوی ظلمت شبهای بی فردا گریخت........
با تو آسان می شود عشق را شناخت
اما نه یک عشق دروغین !
با یک سخاوت سخت و بی انتها با یک نگاه و یک تظاهر بی هیاهو
بی فریاد و آخر خاک گل کوزه گران وچه می ماند از ما هیچ نمی دانیم .
هی گذشت عمر تو دانی به چه سان پوچ و بس تند چنان باد دمان
همه تقصیرمن است این که خود می دانم که قدری تأمل ننمودم ساعتی یاآنی
...
دستم به دامانت مرو
آتش مزن بر جان من
جانم به قربانت بيا
امشب بمان مهمان من
سر در گريبانم مرو
مشتاق و حيرانم مرو
يارا پريشانم مرو
بر هم مزن سامان من
يک روزی می آيی که من
دل کنده ام از جان و تن
می جويی ام از پيرهن
کو يوسف کنعان من
ای نازنين بی وفا
دير آمدی حالا چرا؟
ديگر نمی يابی مرا؟
جانا رها کن جان من
ديروز و امروزم ببين
حال شب و روزم ببين
چون شعله می سوزم ببين
کو ابر من،باران من
...