اگر ساحل خموش و صخره آرام
وگر کار صدف چشم انتظاريست
من و دريا نيآساييم هرگز
... قرار کار ما بر بي قراريست
                                         
       Tough the shore is silent and the         rock is in repose,
       though the manner of the shell is        expectation,
       the sea and i will never find
       cessation;
       the rest that is our fate is        restlessness.
منوي وبلاگ

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
اضافه به علاقمندي ها

نويسنده 

تماس با نويسنده



آرشيو 



لینک دوستان  

پگاه
شیوا
نیلوفرانه
قایق رفتنی
ستاره شرقی
جینگولک
طناز و روزگار
مهربونی کن نرو
هم آواز
Dear Diary
زندگي رسم خوشايندي نيست ..
خونه عشق
فرزانه
نذار دير بشه بهش بگو ...
من..سايه..زندگي
عشق کمرنگ
حقوق در ايران
نیما
گفتم باور نکردي
سر شکسته
Help Online
جسارت
Love Is Never Dye
درد و غم دله عاشق
Persian Music
بيا تا برايت بگويم چه اندازه تنهايي من بزرگ است...
عقيل
سعید
عکس ها و مطالب عاشقان

حس خوبی‌ ندارم!

انگار هیچ جا هوا نیست، انگار همه جا تاریکی مطلقه !

یه جا اسیر شدم هر چی‌ نگاه میکنم به اطرافم هیچی‌ نمی‌بینم فقط  یه راهروی طولانی که تنها راه دیدن ته راهرو همون چند تا روزنه هست که از فرسودگی به وجود اومده.

به خودم یه نگاه میندازم خستم پای رفتن ندارم هر چی‌ فکر می‌کنم نمیدونم از کجا به اینجا رسیدم!

ولی‌ باید برم اینجا جای برای موندن نیست، کور مال کور مال می‌خوام دستمو بگیرم بجایی که حدالاقل زمین نخورم ولی‌ هر چه قدر می‌گردم تو اون تاریکی‌ هیچ چیزی نیست ، با تردید میرم جلو نمیدونم هر قدمی‌ که بر میدارم چی‌ در انتظارمه ولی‌ قدم رو بر میدارم با خودم تنهای زمزمه می‌کنم

کوهو میذارم رو دوشم 
رخت هر جنگو می پوشم
موجو از دریا می گیرم 
شیره ی سنگو می دوشم
میارم ماهو تو خونه
می گیرم با دو نشونه
همه ی خاک زمینو 
می شمارم دونه به دونه
اگه چشمات بگن آره هیچ کدوم کاری نداره

...

 یه لحظه حس می‌کنم چیزی پیدا کردم لمسش می‌کنم

 یه دیوار ترک خورده نمور ! خندم میگیره پیشنیمو میزارم رو دیوار سرد این هم تنش مثل من یخ کرده ! این به کی‌ تکیه کرده که من حالا می‌خوام بهش تکه کنم!

 می‌خوام گریه کنم ولی‌ دیگه اشکی برای ریختن ندارم دستمو به دیوار میگیرم  راهمو ادامه میدم.

 تن دیوار زخمی انگار هر کی‌ که از اینجا گذشته جای اینکه نوازشش کنه با تیزی به جونش افتاده!

 مثل کورا سعی‌ دارم بخوانم چی‌ نوشته شده رو دیوار لمس که میکنم سخته قابل درک نیست!!

 با کلی‌ تلاش بالاخره میفهمم >>> صبر <<<

 ای بابا این هم میگه صبر کن تا کجا صبر کنم کی‌ به اون روشنایی میرسم !

 یه لحظه کلا غافل میشم 

...

به خودم که میام میبینم کنار یه درخت خوابم برده کفه دستمو نگاه می‌کنم میبینم سیاهه انگاری کشیده باشی‌ به جای !

 خواب بودم !

 یا بیداری بود !

 هرچی‌ بود دیگه نمی‌خوام اسیر اون تاریکی‌ بشم،

 دلمو شکسته ؟ یا شکستمش ؟ !

 دلمو جمعش می‌کنم درسته لبهش برنده شده داره خودمو زخمی می‌کنه ولی‌ جمعش می‌کنم

 دستمو میگیرم به تنه درخت که پا شم نگاه میندازم به درخت بهش میگم هی‌ تو هم مثل اون دیوار به کی‌ تکه کردی هیچکس !

 من هم دلمو میزارم تو سینه کلیدشم پرت می‌کنم همون اطراف ...

 بغض گلومو میگیره

 بلند داد میزنم میگم هی‌ تو !

 آره خود تو

 که زول زدی به آسمون

 من دیگه کلیدی ندارم اگر خواستی کلید پیدا کن،  من خیلی‌ دور نشدم کنارتم شک نکن !

  دستی به دامنم میکشم گلی شده کفشمو هم در میارم میزارم کفه پاهام چمن های خیس بارون زده و لمس کنه

 باز با خودم زمزمه می‌کنم


کوهو میذارم رو دوشم 
رخت هر جنگو می پوشم
موجو از دریا می گیرم 
شیره ی سنگو می دوشم
میارم ماهو تو خونه
می گیرم با دو نشونه
همه ی خاک زمینو 
می شمارم دونه به دونه
اگه چشمات بگن آره هیچ کدوم کاری نداره
اگه چشمات بگن آره هیچ کدوم کاری نداره

دنیا رو کولم می گیرم 
روزی صد دفعه می میرم
می کنم ستاره ها رو 
جلوی چشات می گیرم
چشات حرمت زمینه 
یه قشنگ نازنینه

 

تا اگه می خوای نذارم 
هیچ کسی تو رو ببینه
اگه چشمات بگن آره هیچ کدوم کاری نداره
اگه چشمات بگن آره هیچ کدوم کاری نداره

چشم ماهو در میارم 
یه نبردبون میارم
عکس چشمتو می گیرم
جای چشم اون میزارم
آفتاب و ورش می دارم 
واسه چشمات در میذارم
از چشام آینه می سازم
با خودم برات میارم
اگه چشمات بگن آره هیچ کدوم کاری نداره
اگه چشمات بگن آره هیچ کدوم کاری نداره

...



-
Powered By PesianBlog .. Designed By YaC